السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

317

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مردم آبادى او را به خارج شهر در محل زباله دانى بردند و برايش سايبانى تهيّه كردند و همهء مردم او را ترك نمودند ، غير از همسرش رحيمه دختر افرائيم ، پسر يوسف ( ع ) كه خدمت ايّوب را مىكرد ، و ايّوب همانطور كه گفتيم سه تن پيرو داشت كه آنها هم ايّوب را ترك كردند و مرتّب او را سرزنش و ملامت مىنمودند تا آنجا كه ايّوب گفت : ملامت شما براى من از مصيبتى كه به من رسيده دشوارتر است ، و از آنها روى گرداند و به درگاه الهى عرضه داشت : پروردگارا براى چه مرا آفريدى ؟ اى كاش مىدانستم كه چه گناهى كرده‌ام و مرتكب چه عملى شده‌ام كه وجه كريم خود را از من بازگردانده‌اى ، اى كاش مرا مىميراندى و به پدرانم ملحق مىشدم ، چون مرگ از اين درد بىامان و عجيب برايم محبوبتر است و به آن بيش از غريبى به منزل و مسكينى به آرامش و يتيمى به ولىّ و قيّم نياز دارم ، پروردگارا من بنده بىمقدار تو هستم ، اگر نيكى كنى منّت سزاوار توست و اگر بدى نمايى عقوبت بنده‌ات بدست توست ، مرا در معرض بلايى قرار دادى كه اگر آن بلا بر كوه نازل مىشد از تحمّل آن درمانده مىشد ، پس من با اين همه ضعف چگونه آن را تحمّل كنم ؟ خداوندا انگشتانم قطع شده و من حتّى براى برداشتن لقمه‌اى در زحمت هستم ، مژگانم فرو ريخته ، گويا سوخته‌اند و چشمانم از حدقه بيرون زده و گوشت بدنم مىريزد ، گويا مغزم از دهانم بيرون مىريزد ، زبانم متورّم شده و دهانم را پر كرده ، بطورى كه نمىتوانم لقمه‌اى ببلعم و لبهايم تحليل رفته شده ، بطورى كه لب پائينى به چانه و لب بالايى به بينى رسيده و اعضاى درونى بدنم قطعه قطعه شده و همه مرا ملامت مىكنند ، اولادم همگى هلاك شدند اگر يكى از ايشان زنده بود به من كمك مىكرد و مرا در تحمّل مصيبت يارى مىنمود ، همه آشنايان و دوستان با من قطع رابطه كرده‌اند ، و مىدانم كه قدرت و سلطهء تو مرا بيمار كرده و جسمم را تحليل برده است و اگر بيم هيبت تو از سينه‌ام زايل شود و زبانم را آزاد گذارى با حجّتى استدلال مىكنم و از تو مىخواهم كه مرا عافيت دهى ، امّا تو برتر از آنى كه بنده‌ها با تو محاجّه كند . وقتى ايّوب اين سخنان را عرضه داشت ، ابرى بر فراز سرش قرار گرفت و از آن ندا داده شد : اى ايّوب خداوند عزّ و جلّ مىگويد : هر آينه من به تو نزديكم ، برخيز و حجّت خود را عرضه كن و بر برائت خود استدلال نما و در مقام محاجّه اقدام كن ! آيا تو با اين ضعف و بىمقدارى مىخواهى با من مجادله نمايى ، تو آن روز كه من آسمان و